با دیناکالا آسان بفروشید و کسب درآمد اینترنتی خود را آغاز نمایید!

سردار بی دستی که تاریخ را نوشت

پشتیبان سایتپشتیبان سایت
343 بازدید

سردار بی دستی که تاریخ را نوشت

عباس معنای کامل شهامت و شجاعت، عشق به برادر، معنای کامل آزادگی و وفاداری است.
او که برای فداکردن جان خود در راه برادرش ، سرور و امامش ابا عبدلله الحسین ازبدو تولد پرورش یافته بود؛ سالها آموزش و تربیت ابوالفضل العباس توسط پدرش حضرت علی (ع) و مادرش ام البنین باعث شد که مهمترین و بزرگترین اتفاق تاریخ زندگی ایشان و حتی تمام مسلمانان جهان با دستهای غلتیده در خاکش نوشته شود.

از ولادت تا نامگذاری

ابوالفضل العباس اولین فرزند امیرالمومنین از ازدواج با زنی شجاع و قوی به نام فاطمه که بعدها ایشان را ام البنین میخواندند، بود.
داستان از روزی آغاز میشود که امیرالمومنین بعد از فوت همسر عزیزش حضرت فاطمه الزهرا (س) از برادرش عقیل می خواهد تا برای او زنی برگزیند که از ثمره ازدواجشان فرزندی شجاع و برومند به دنیا آید.
در سحرگاه چهارمین روز شعبان ، سال 26 ه.ق فرزندی از این پیوند به بار می نشیند که سالها بعد با رشادت هایش در کنار برادرش حسین (ع) ورد زبان عام و خاص میشود.
کسی که دشمن در میدان نبرد با شنیدن نامش لرزه بر تمام بدنش می افتد و از روبه رو شدن با او هراس دارد.
نخستین آرایه های شجاعت در آن لحظه ای شکل گرفت که علی او را (عباس) نامید.
طبق سنت پیامبر (ص) حضرت علی (ع) در گوش عباس اذان و اقامه گفت و بعد دو بازوی او را بوسید. ام البنین متعجب از اینکار امیر المومنین دلیل را جویا شد.
حضرت حقیقتی تلخ اما افتخار آمیز را برای حاضران بیان کرد و توضیح داد که دو دست ایشان چگونه در راه حسین از بدن جدا میگردد.

کودکی و نوجوانی

تاریخ گویای این امر می باشد که حضرت علی (ع) همت فراوانی برای تربیت فرزندان خویش داشتند.
علاوه بر ویژگی های وراثتی که حضرت عباس (ع) از پدر به ارث برده بود ، تناسب اندام و ورزیدگی اعضای بدن وی گواه است بر این که امیرالمومنین علاوه بر جنبه های روحی و اخلاقی ،از نظر جسمانی هم ایشان را پرورش داده اند.
شاید اولین تجربه حضرت عباس (ع) در میدان نبرد به حضور ایشان در جنگ جمل برگردد اما از تلاش های او در این جنگ اسناد چندان معتبری در دست نیست.
اما از حضور پر رنگ ایشان در جنگ صفین مختصر اسنادی موجود می باشد که در ادامه به توضیح آن خواهم پرداخت.

وصیت پدر

در سحرگاه شب 21 رمضان 40 ه.ق امیرالمومنین چشم از جهان فرو بست.
اما امام پیش ازشهادت به فرزندش عباس (ع) توصیه های فراوانی مبنی بر یاری رساندن به برادرانش به ویژه امام حسین (ع) نمود و در شب شهادتش عباس را به سینه چسباند و به او فرمود:
(( پسرم ! به زودی چشمم به دیدار تو در روز قیامت روشن می شود . به خاطر داشته باش که در روز عاشورا به جای من فرزندم حسین را یاری کنی . ))

رشادت های عباس بن علی در صفین

در گرما گرم نبرد صفین جوانی دلاور و رشید از صفوف سپاه اسلام جدا شد. نقابی که بر چهره داشت باعث می شود کسی او را نشناسد. سنش را حدود هفده سال تخمین می زدند.
با صلابت مقابل لشکر معاویه آمد و مبارز طلبید. معاویه به (ابو شعثاء) که جنگجویی قوی در بین لشکریان بود روانه کرد و از او خواست وارد میدان شود و با وی مبارزه کند.
ابوشعثاء با تندی رو به معاویه پاسخ داد: که مردم شام توان و نیروی مرا با هزار سواره نظام برابر می دانند اما تو میخواهی مرا به نبرد با نوجوانی بفرستی؟
ابوشعثاء به معاویه گفت: که هفت پسر دارم یکی از آنها را به مبارزه با او میفرستم.
پس از لحظاتی نبرد بین آن دو، پسر ابوشعثاء به دستان عباس بن علی به قتل می رسد.
او هفت فرزند خود را یکی پس از دیگری به نبرد با عباس می فرستد اما آن نوجوان دلیر همگی آنان را به هلاکت میرساند. در پایان ابوشعثاء که آبروی خود و پیشینه جنگاوری خانواده اش را بر باد رفته می دید به جنگ با عباس بن علی شتافت اما حضرت او را هم نیز به قتل رساند و تمام اصحاب امیرالمومنین در کمال تعجب و شگفتی از آن نوجوان بودند و فضا به گونه ای بود که دیگر هیچ کس جرأت مبارزه با عباس را به خود نمیداد.

همراه کربلا، تشنگی تا شهادت

درونم آکنده از غم میشود وقتی میخواهم درباره ظلم و ستمی که به حضرت عباس و برادرش امام حسین (ع) رفته است بنویسم.
عباس به زیباترین شکل ممکن به وصیت پدر عمل کرد.در واقعه کربلا با جان و دل از برادرش حمایت کرد و پناه قلب زخم خورده اش بود.
روزی که مسلم بن عقیل نامه ای از بیعت کوفیان را برای امام فرستاد او همراه برادرش عازم کوفه شد و در هر لحظه پشت ایشان و مراقب امام بود. عباس لحظه ای وصیت پدر از گوشش بیرون نمیرفت که فرموده بود: ((در روز عاشورا به جای من حسین را یاری کن. ))
سالها مراقبت از عباس و پرورش او داشت به بار می نشست. نزدیک فرات که رسیدند سپاهیان عمر بن سعد به دستور یزید راه کوفه را بر امام بستند. عباس در آن روزها پناه دل امام بود، مشوقش بود. من هم اگر برادری همچون عبدلله ابن الحسین در کنارم میداشتم تا آخرین قطره خونم که میدانم بازم کم است، برایش جان میدادم.
عباس در کنار برادر بود، حمایتش میکرد تا رنج از دست دادن فرزندانش، تشنگی اهل بیتش و از همه مهمتر ظلمی که به نوه پیامبر روا داشته بودند را فراموش کند.
ابالفضل العباس در آن روزهای تاریک که دشمن بی رحم، حتی به کودک شش ماهه امام رحم نکردند چراغ دل امام حسین (ع) بود.
عباس دیگر تاب و توان دیدن تشنگی زنان و کودکان را نداشت. در دل با خود میگفت: که باید کاری کند. هیچ کس جزء خوده عباس نمی توانست این حماسه بزرگ را رقم بزند.
عباس با اینکه میدانست شاید دیگر نتواند برادر را ببیند ذوالجناح و مشک آ ب را برداشت و به سمت لشکر دشمن و فرات به راه افتاد.
دشمن حتی از نام عباس وحشت داشت وقتی دیدند که ابالفضل العباس به سوی آنها در حرکت است با ترس هایی که در دلشان داشتند جرات مبارزه با او را نداشتند. دستور دادند که او را تیر باران کنند تا مانع شوند اما نتوانستند و عباس خود را به فرات می رساند.
در دلش شوق این را دارد که مشک را پر از آب کند و برای کودکان برادر معصومش حسین ببرد و کمی بار این غصه را از دوش امام کم کند.
با اینکه بسیار تشنه بود و لبهای خشکیده اش محتاج آب اما نتوانست قطره ای از آب بنوشد وقتی اهل بیت سرورش حسین تشنه بودند.
عباس میخواهد به سمت خیمه ها برگردد و لب های خشکیده اهل بیت امام را به جرعه ای آب مژده دهد اما دشمن ظالم و بی رحم او را محاصره میکند و می کوشد اجازه ندهد عباس مشک آب را ببرد.

حضرت در تلاش برای حفظ آب های مشک و دشمن بی رحم در تلاش برای کشتن عباس.
در دل عباس نوری روشن بود و مقاومت میکرد. دشمن که میدید عباس بن علی حریفی قدر تر از این حرفاست با بی رحمی تمام دو دست حضرت را قطع کردند اما باز هم عباس برای حفظ آب های مشک تلاش میکرد و روانه به سمت خیمه ها می دوید.
دشمن در پس او، عباس را دوباره تیر باران کردند اما این بار هدف مشک او بود. مشک را بردندان گرفته بود و همه تلاش خود را میکرد که تیرها به مشک اثابت نکند اما چراغ دل عباس را زمانی خاموش کردند که تیری را به هدف مشک رها کردند و با اثابت تیر مشک سوراخ شد. هم اسب و هم حضرت را تیر باران کردند، آنان که رحم در دل هایشان جایی نداشت با بی رحمی تمام بر پیکر عباس تاختند. ذوالجناح بدون سواره به سمت خیمه ها بازگشت و خبر از شهادت سردار بی دست، علمدار دشت کربلا، قمر بنی هاشم را به همراه داشت.
بدترین ضربه را بر امام زدند تا آنجا که در روایات آمده است امام حسین از شدت ناراحتی برای از دست دادن برادرش ابالفضل العباس میگوید:
((کمرم شکست. ))
حضرت اباالفضل العباس در روز دهم ماه محرم سال 61 ه.ق به مقام معظم شهادت نایل شدند.
زیارتگاه ایشان در شمال شرقی حرم برادرش امام حسین (ع) قرار دارد که حد فاصل آن دو را بین الحرمین می نامند.

مقام حضرت عباس (ع) در نزد ائمه (ع)

حضرت عباس (ع) نمونه رشادت و دلاوری های کسی است که جانش را در راه سرور و برادرش فدا میکند. از این رو ائمه (ع) در مورد ایشان سخنانی روا داشته اند که بد نیست بدانید:
امام زمان (عج) حضرت عباس را چنین مورد خطاب قرار میدهند:
((سلام بر اباالفضل، عباس بی امیر المومنین، هم درد بزرگ برادرش که جانش را فدای او ساخت و از دیروز بهره فردایش را برگزید، آنکه فدایی برادر بود و از او حفاظت کرد و برای رساندن آب به او کوشید و دستانش قطع گشت.))
امام زین العابدین (ع) در باب عمویش اباالفضل العباس (ع) می گوید:
((خداوند حضرت عباس را رحمت کند که به حق ایثار کرد، امتحان شد وجان خود را فدای برادرش کرد تا آنکه دو دستش قطع شد. اما خداوند عزوجل در عوض دو بال به او عطا کرد تا همراه ملائکه در بهشت پرواز کند. عباس نزد پروردگار مقام و منزلتی دارد که روز قیامت حتی شهدا به آن مقام و منزلت غبطه میخورند.))

برای دیدن پرچم های مزین شده به نام حضرت ابالفظل کلیک کنید. 

سردار بی دستی که تاریخ را نوشت سردار بی دستی که تاریخ را نوشت سردار بی دستی که تاریخ را نوشت
دسته بندی بلاگ
اشتراک گذاری

نوشته های مرتبط

16 پاسخ به “سردار بی دستی که تاریخ را نوشت”

  1. جانم فدای آقا قمر منیر بنی هاشم
    مرسی واقعا استفاده کردیم
    اجرتون با حضرت عباس.

  2. خیلی دنبال همچین سایتی میگشتم.
    بی نظیر هستین
    هم محصولات مذهبی هم مطالب مذهبی
    ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته بندی محصولات پرچم و لوازم خانگی

فروشگاه آل طاها

آدرس شعبه اصلی:

مشهد/ میدان شهدا، نبش خیابان شیرازی، جنب مسجد حوض لقمان، فروشگاه آل طاها

ساعات کاری:

  • شنبه تا پنجشنبه از ساعت 8 الی 22 (یکسره)
  • جمعه ها از ساعت 9 الی 21 (یکسره)

تلفن ثابت: 32293300 – 051

نمادهای ما

سبد خرید

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

ورود به سایت